محمد مفيد مستوفى بافقى

530

جامع مفيدى ( فارسى )

بعد از اين واقعهء شنيعه آن غدار نابكار تمتعى از چشمهء حيات « 1 » نيافته دار - الخلافهء جهان محسوس را بدرود كرده به تسخير اقاليم سبعهء نيران شتافت . * * * مقصود از تحرير اين حكايت كه به مطلب مربوط بود آنكه اگر آب رود اقتدا به فرات نموده نسبت بمنتسبان دودمان امامت رعايت ادب نگاهداشته در حريم حرم اولاد آن حضرت قدم جرأت پيش ننهاد مقام استعجاب نيست و همچنين اگر اجساد طاهرهء مواليان و محبّان خاندان ولايت كه از بيم عذاب روز محشر و خوف عقاب عرض اكبر به پناه مقربان درگاه دادار داور و نزديكان بارگاه خالق البشر گريخته‌اند از آفت سيلاب محروس گردد محل ارتياب و شك نيست و نخواهد بود . و در همين سال پيشقدمان وادى توفيق سيد امجد سيد جلال [ الدين ] محمد و سلالهء سلسلهء سلطان متعالى برهان الدين امير شيخ دادايى و مسند آراى ديوان تدبير خواجه معين الدين على وزير هر يك عمارتى كه معمار همتشان احداث كرده بود و از نزول نازلهء سيل تخريب يافته تجديد عمارت نمودند و دستور اخلاص كيش خواجه معين - الدين على از روى ارادت و اخلاص به احداث عمارت جديد پرداخته [ 11 الف ] به اتمام رسانيد ، شعر : چنان بناى عمارت نهاده‌اند وسيع * كه هست مطلع خورشيد از درون حصار نه دير زود كه محو قمر ستوده شود * كه رخ بسايد در برج و بام در ادوار و حسب المقدور بعضى از املاك و رقبات بر موقوفات آن سركار افزود و حالت تحرير كه سه مرحله از سنهء ثمانين و الف هجريه گذشته بعضى از عمارات منهدم شده و كسى را بناى چابك دست توفيق رفيق نگشت كه به استحداث آن در دار باقى طرح قصور عالى افكند . « 2 »

--> ( 1 ) - اصل : حيوة ( 2 ) - صفحه 11 ب به همين جا ختم مىشود و صفحهء 12 الف سفيدست .